هدف علم مسئله ی مورد مناقشه بین رئالیست ها و مخالفانشان است. رئالیست ها معتقدند هدف علم دستیابی به نظریه هایی است که توصیف و تبیین صادقی از جهان به دست دهند. برای پاسخ به این مسئله که چرا باید هدف فعالیت علمی و معرفتی را چنان که رئالیست ها اصرار دارند رسیدن به صدق قرار دهیم پاسخ های متنوعی داده شده است. این مقاله بر آن است برای این مسئله پاسخی کانتی را در زمینة بحث رئالیسم علمی بازسازی کند. به این منظور نشان داده شده است که آراء کانت در زمینه ی صدق این ظرفیت را ایجاد می کند که به رغم عدم وجود معیاری برای تشخیص صدق، آن را به مثابه ی یک ایده ی تنظیمی و به عنوان یک وظیفه ی اخلاقی و انسانی بپذیریم. در عین حال می توان با بهره برداری از این ظرفیت در نظریه ی کانت و با کنار گذاشتن موجه گرایی در معرفت شناسی، پاسخ کانت را بهبود بخشید تا انتخاب صدق به عنوان هدف علم «تصمیمی دلبخواهی» تلقی نشود.